تبلیغات
هی فلانی! زندگی شاید همین باشد - معرفت شب قدر ( از وبلاگ قبلی شنبه 22 مهر 1385 )

معرفت شب قدر ( از وبلاگ قبلی شنبه 22 مهر 1385 )

نویسنده :حمید
تاریخ:سه شنبه 5 دی 1385-07:12 ق.ظ

قبل از اینکه شبای قدر شروع بشه خیلی به فکر فرو رفته بودم. با خودم گفتم چیکار بکنم برای این شبا؟ اصلاً وظیفه من چیه؟ توی ذهنم مدام شنیده ها و خونده هامو مرور می کردم. شب قدر، شب تقدیر، شب آینده من، شب سرنوشت، از هزار ماه بهتر و برتر.

ولی شب قدر امسال یه جور دیگه ایه برام. هر چی میخوام به خودم بقبولونم که حمید! تو باید نماز بخونی. باید قرآن بخونی. باید دعا و زیارت بخونی. باید گریه کنی. ولی نمی تونم. دلم راضی نمیشه. یه جورایی اعوذ بالله اینارو بیهورده می دونم. همش با خودم میگم آخه یه دفه بیام 20تا 30تا 40 رکعت نماز بخونم که فایده نداره. اونم نمازایی که فقط به فکر زیاد شدن تعداد رکعاتش هستم. یادمه وقتی بچه بودم میگفتن باید 100 رکعت نماز بخونیم تو این شب. با داداشم مسابقه گذاشته بودیم که کی بیشتر می خونه. خداییش کدوممون شده نماز بخونیم و یک بار یاد تعداش نیفتیم؟ بعضیا هم که برای سبقت گرفتن از بقیه  نماز های چهار رکعتی رو به  دو نماز دورکعتی ترجیح میدن تا هم وقت کمتری بگیره ازشون و هم در عوض تعدادش بره بالا.

البته خب این کارا که مال بچه هاییه که تازه به سن تکلیف رسیدن و درک چندان درستی از مسائل ندارن. ولی ما چی؟ ما که یه چند سالی هست که ارتباطمونو با خدا شروع کردیم؟ چرا نماز میخونیم؟ چرا قران میخونیم؟ اصلاً چرا قران میزاریم رو سرمون؟ فقط به این خاطر که قران چراغ هدایت ماست و در این شب نازل شده؟ میدونید تأکید من بیشتر رو کدوم خصوصیت شب قدره؟ اینکه شب سرنوشت ما آدماست. من هنوز قانع نشدم که با خوندن نماز و دعا و زیارت سرنوشت آینده من عوض خواهد شد. من هرچقدر هم که نمازم با روح باشه، هر چقدرم قرانو با همه مفهومات و تفاسیرش بخونم بازم میدونم که یک شبه سرنوشتم عوض نمیشه. کاری که انسان از روی عدم شناخت و معرفت انجام بده هیچ سودی برای انسان نخواهد داشت. پروفسور حسابیو هممون میشناسم. همیشه این شبا یاد ایشون میفتم. در خاطراتشون ایشون از شب قدرشون میگفتن که ایشون توی اتاقشون مشغول مطالعات عادی خودشون بودن و همسرشون هم در اتاق دیگه مشغول راز و نیازو مناجات و اینطوری شب قدرشونو سپری می کردن. واقعاً درس بزرگیه که این دانشمند بزرگ ایرانی داره به ما میده. نمیخوام بگم از ایشون ایده گرفتم ولی...

امسالو تصمیم گرفتم مثل سالهای دیگه نباشم. راستشو بخواین مدتیه کتابی به دستم رسیده که داره منو از این رو به اون رو می کنه. یه جورایی داره نظرم در مورد خدا عوض میشه. این کتاب مطالبیو از زبان خدا برای شخصی که این جملات برش حادث شده نقل می کنه. البته بیشتر سعی خدا در این کتاب تاکید بر خودشناسیه و انسانو به شدت به فکر وامیداره.  یکی از کتابهای عجیب روزگار. مطالبیو که من در مدت 16 سال تحصیل یاد گرفتمو زیر سوال می بره و با دیدی باز و بسیار عالمانه و موشکافانه و صد البته منطقی،  به اونا نگاه می کنه. خیلی از ابهامات ذهنی و شکافهای فکری که داشتم کم کم داره برطرف میشه. تا حالا با خودم می گفتم چرا خدا اینجوریه؟. اونجوریه؟ به خیلی از قوانین خدا مشکوک بودم. ولی الان دیگه این سوالات توی ذهنم نیست و فهمیدم که تمام این مدتو من در اشتباه بودم. یعنی اشتباه یاد دادن به من! و حالاست که واقعاً از ته دل میتونم بگم :

                    خدایا! عاشقتم.

البته هنوز جلد اول این کتابو تموم نکردم چه برسه به دو جلد دیگه. ولی خب به نظر من شبهای قدر برای همینه. چه شناختی بالاتر از این که آدم به خودش بیاد و بره به سمت خداش. اون خدای واقعی. چه مناجاتی بالاتر از اینکه آدم،  با معرفت بره به سمت شناخت خدا. چه سرنوشتی از این بالاتر. چه شب قدری از این بهتر. ما تا خدامونو نشناختیم چه جوری میتونیم باهاش حرف بزنیم. چه جوری میتونیم گریه کنیم. تا نشناسیمش این دعاها چه فایده داره؟ این نمازها و مناجاتها و گریه ها چه سودی داره برای ما؟

دو شب دیگه باقی مونده...فرصتی بس بزرگ. این شبها شاید تنها فرصتهای نابی باشه که انسان میتونه به خیلی چیزا برسه. به خیلی از پرسشهای ذهنیش جواب بده. توی این یکسال اتفاقات زیادی برامون افتاده. مثلاً خود من. توی همین امسال دو بار از مرگ حتمی نجات پیدا کردم. یکی عید نوروز و یکی هم یک ماه و نیم پیش. اونم توی دو تا واقعه کاملاً شبیه هم. اتفاقی که به گفته همه شاهدان حادثه، خدا به ما رحم کرد و خیلی به خیر گذشته. خب آدم فقط تو این شبا هست که میتونه بیشتر به حکمت این جور وقایع پی ببره. وقتی خدارو شناختی، ناخودآگاه گریت میگیره، به خاک میفتی، دستتو میبری بالا، و با ذره ذره وجودت خداتو صدا میزنی. اونجاست که بوسه خدارو بر گونه هات احساس میکنی... .

خبر آمد خبری در راه است

                سرخوش آن دل که از آن آگاه است



نوع مطلب : متنوع 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
DixieLandenberger.hatenablog.com
شنبه 31 تیر 1396 11:18 ق.ظ
Hey There. I discovered your blog the use of msn. That is a
really neatly written article. I will be sure to bookmark it and come back to learn extra of your useful info.

Thanks for the post. I'll certainly comeback.
http://cucmatar.hatenablog.com/entry/Hammer_Toe_Caused_By_Bunion
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 05:04 ب.ظ
I was able to find good advice from your articles.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:13 ق.ظ
It's in fact very complex in this active life to listen news on Television, so
I only use the web for that purpose, and get the most up-to-date information.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 03:53 ب.ظ
My brother recommended I would possibly like this web
site. He used to be entirely right. This submit actually made my day.
You cann't believe just how so much time I had spent for this info!

Thank you!
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 08:29 ب.ظ
If some one needs expert view about running a blog after that i suggest him/her
to go to see this web site, Keep up the nice work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo